یادداشت دبیرکل خانه صمت استان کرمان به مناسبت روز ملی تشکل ها

تاریخ انتشار:
۱۴۰۵/۰۵/۲۰

یادداشت دبیرکل خانه صمت استان کرمان به مناسبت روز ملی تشکل ها

📊تشکل های صنعتی قدرتمند تر شده اند؟

🎙️به مناسبت روز ملی تشکل ها، مهندس کیان سیدی، دبیرکل خانه صنعت معدن و تجارت استان کرمان  به این سوال اینپیا پاسخ می دهد:

🔴 تشکل‌ها در ایران؛ از نهاد مطالبه‌گر تا شریک حکمرانی

⚫️ دبیرکل خانه صنعت معدن و تجارت استان کرمان :تشکل‌های اقتصادی قرار است صدای منسجم بخش خصوصی باشند؛ اما امروز یک پرسش اساسی پیش روی ماست: تشکل‌های ایران تا چه اندازه به وظایف ذاتی خود عمل می‌کنند و تا چه میزان توانسته‌اند در تصمیم‌سازی‌های کشور اثرگذار باشند؟

▪️ وظیفه ذاتی تشکل، صرفاً دفاع از منافع اعضا یا انتقال گلایه‌های آنان به مسئولان نیست. یک تشکل حرفه‌ای باید بتواند مسئله را شناسایی، اطلاعات جمع‌آوری، تحلیل کارشناسی و راهکار اجرایی ارائه کند و در نهایت از منافع جمعی اعضای خود در فرآیند سیاست‌گذاری دفاع کند. با این معیار، نمی‌توان همه تشکل‌ها را در یک سطح ارزیابی کرد.

تشکل‌های اقتصادی قرار است صدای منسجم بخش خصوصی باشند؛ اما امروز یک پرسش اساسی پیش روی ماست: تشکل‌های ایران تا چه اندازه به وظایف ذاتی خود عمل می‌کنند و تا چه میزان توانسته‌اند در تصمیم‌سازی‌های کشور اثرگذار باشند؟

پاسخ به این پرسش ساده نیست. واقعیت آن است که طی سال‌های گذشته، تشکل‌ها از نظر تعداد، ساختار، تجربه و دسترسی به مدیران و دستگاه‌های حاکمیتی رشد کرده‌اند؛ اما میان «وجود تشکل» و «کارآمدی تشکل» فاصله‌ای جدی وجود دارد.

وظیفه ذاتی تشکل، صرفاً دفاع از منافع اعضا یا انتقال گلایه‌های آنان به مسئولان نیست. یک تشکل حرفه‌ای باید بتواند مسئله را شناسایی، اطلاعات جمع‌آوری، تحلیل کارشناسی و راهکار اجرایی ارائه کند و در نهایت از منافع جمعی اعضای خود در فرآیند سیاست‌گذاری دفاع کند. با این معیار، نمی‌توان همه تشکل‌ها را در یک سطح ارزیابی کرد. برخی تشکل‌ها به‌خوبی از مرحله مطالبه‌گری عبور کرده و به سمت تولید فکر و راهکار حرکت کرده‌اند، اما بخشی از تشکل‌ها همچنان گرفتار فعالیت‌های روزمره، فردمحوری و پیگیری موردی مشکلات هستند.

موضوع مهم دیگر، شفافیت تشکل‌هاست. تشکلی که از بخش خصوصی مطالبه شفافیت و پاسخگویی دارد، خود نیز باید در ساختار مدیریتی، منابع مالی، نحوه هزینه‌کرد، انتخابات، عملکرد هیئت‌مدیره و تصمیمات خود شفاف باشد. شفافیت، مهم‌ترین سرمایه اجتماعی یک تشکل است. هر اندازه اعضا بدانند منابع تشکل چگونه تأمین و هزینه می‌شود، تصمیمات چگونه اتخاذ می‌شود و مدیران تشکل در برابر اعضا چه میزان پاسخگو هستند، مشارکت و اعتماد نیز افزایش خواهد یافت. بنابراین نمی‌توان از دولت شفافیت خواست اما درون تشکل، شفافیت را یک موضوع فرعی تلقی کرد.

یکی از آسیب‌های جدی در برخی تشکل‌ها، شکل‌گیری انحصار است. چرا گاهی یک مجموعه یا یک گروه برای سال‌ها مدیریت یک تشکل را در اختیار دارد و امکان ورود نیروهای جدید و دیدگاه‌های تازه محدود می‌شود؟ بخشی از این مسئله به ضعف مشارکت اعضا و بی‌تفاوتی بدنه تشکل بازمی‌گردد و بخشی نیز به ساختارهای انتخاباتی، نبود رقابت واقعی، ضعف گردش نخبگان و گاهی منافع شکل‌گرفته پیرامون مدیریت تشکل مربوط است.

البته انحصار همیشه نتیجه اراده یک فرد یا گروه نیست؛ گاهی زمانی شکل می‌گیرد که اعضای توانمند، تشکل را رها می‌کنند و میدان برای افراد فعال‌تر باقی می‌ماند. بنابراین برای مقابله با انحصار، صرفاً تغییر مدیران کافی نیست؛ باید مشارکت اعضا، گردش نخبگان، رقابت سالم، شفافیت انتخابات و پاسخگویی مدیریتی تقویت شود.

از همین‌جا به یکی از مهم‌ترین پرسش‌های امروز می‌رسیم: چرا مشارکت اجتماعی در تشکل‌ها کاهش یافته است؟

واقعیت این است که وقتی عضو احساس کند حضور او در انتخابات، جلسات و تصمیم‌گیری‌ها تأثیری در سرنوشت تشکل ندارد، انگیزه مشارکت کاهش پیدا می‌کند. همچنین اگر تشکل نتواند برای اعضای خود ارزش واقعی ایجاد کند، عضویت به یک رابطه اداری و پرداخت حق عضویت محدود خواهد شد. ضعف اعتماد، نتیجه‌نگرفتن از مطالبه‌گری، طولانی شدن فرآیندهای تصمیم‌گیری، فردمحوری و فاصله گرفتن مدیران از بدنه اعضا نیز می‌تواند این بی‌انگیزگی را تشدید کند.

از سوی دیگر، نباید تمام مسئولیت کاهش مشارکت را متوجه تشکل‌ها کرد. کاهش سرمایه اجتماعی، فشارهای اقتصادی، فرسودگی فعالان اقتصادی و احساس بی‌اثر بودن مشارکت مدنی نیز بر رفتار اعضای تشکل‌ها اثرگذار است. وقتی یک فعال اقتصادی برای حفظ بنگاه خود با مشکلات متعدد اقتصادی مواجه است، طبیعی است که فرصت و انگیزه کمتری برای فعالیت داوطلبانه تشکلی داشته باشد.

اما شاید مهم‌ترین موضوع، نقش تشکل‌ها در تصمیم‌سازی‌های حاکمیتی باشد.

امروز تشکل‌ها در بسیاری از جلسات دولتی حضور دارند و دیدگاه‌های خود را بیان می‌کنند؛ اما هنوز فاصله‌ای میان «مشورت گرفتن» و «مشارکت واقعی در تصمیم‌سازی» وجود دارد. حضور یک نماینده بخش خصوصی در جلسه، زمانی ارزشمند است که نظر او بتواند بر فرآیند تصمیم اثر بگذارد.

تشکل باید قبل از تصویب یک مقرره، بخشنامه یا سیاست اقتصادی وارد فرآیند تصمیم‌سازی شود، نه اینکه پس از ابلاغ تصمیم برای اصلاح تبعات آن وارد میدان شود. بخش خصوصی زمانی شریک حکمرانی است که در مرحله شکل‌گیری تصمیم حضور داشته باشد، نه صرفاً در مرحله اعتراض به تصمیم.

از این منظر، جایگاه فعلی تشکل‌ها را باید نه «پسرفت» دانست و نه «موفقیت کامل». تشکل‌های ایران نسبت به گذشته رشد کرده‌اند، اما رشد ساختاری آنها هنوز به اندازه کافی به قدرت اثرگذاری تبدیل نشده است.

راه عبور از این وضعیت، هم از درون تشکل‌ها می‌گذرد و هم از سوی دولت. تشکل‌ها باید حرفه‌ای‌تر، شفاف‌تر، پاسخگوتر، داده‌محورتر و متکی بر نیروی کارشناسی شوند و از مطالبه‌گری صرف به سمت ارائه راه‌حل حرکت کنند.

دولت نیز باید تشکل‌ها را از «مخاطب مشورتی» به «شریک تخصصی در حکمرانی اقتصادی» تبدیل کند.
در نهایت، تشکل قوی تشکلی نیست که صرفاً دسترسی بیشتری به مسئولان داشته باشد؛ تشکلی است که از اعتماد اعضا برخوردار باشد، در برابر آنها پاسخگو باشد، صدای جمعی بخش خصوصی را نمایندگی کند و بتواند با استدلال و راهکار، بر تصمیمات اقتصادی کشور اثر بگذارد.
اگر بخواهیم اقتصاد ایران از ظرفیت واقعی بخش خصوصی استفاده کند، باید یک اصل را بپذیریم:
دولت نباید فقط با بخش خصوصی سخن بگوید؛ باید با بخش خصوصی تصمیم‌سازی کند.
و اینجاست که تشکل‌ها می‌توانند از یک «واسطه میان دولت و فعالان اقتصادی» به یک نهاد مؤثر در حکمرانی اقتصادی کشور تبدیل شوند.